![]() |
![]() |
|
| درباره تئاتر و ... |
|
سلام سال نویتان هم مبارک روز جهانی تئاترتان هم مبارکها باشه |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 فروردین1387ساعت 17 توسط الهه زحمتی |
|
|
بوی بهار می آید
بوی سین های سفر های عید بوی اسکناس های تا نخورده بوی کفش و لباسهای نو در تن بچه ها بوی شادی بوی خنده بوی آغاز یک سال نو.... بوی بهار می آید بوی سین های بی سفره بوی سفرهای بی نقل بی آجیل بوی شرمندگی های پنهان برخی پدرها بوی غصه های رو به فریاد بچه ها بوی نگاهای با حسرت به ویترین مغازه ها بوی غم بوی غصه بوی زوال یک غنچه ووو باز هم چادرهای کمکهای مردمی کنار خیابان و سکوت بی رحم آن در بین آنهمه شلوغی. همه می گویم اسفند ماه است هزینه ها بالاست برای خودمان هم کم می اوریم اما خودمانیم هر چه قدر هم که نداشته باشیم باز هم اگر بخواهیم دل کودکی را در شب عید شاد کنیم و یا اندکی از شرمندگی پدری کم کنیم می توانیم با قسمت کردن سهم اندکی از عید ی هایمان قدری از بار انان را کم کنیم بیایید همه با هم لبخند بزنیم حتی اگر این لبخند در لحظه باشد... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 اسفند1386ساعت 15 توسط الهه زحمتی |
|
|
قدرت یک ایتالیایی
وی در 25 آپریل 1940 در نیویورک پسری در یک خانوداده ایتالیایی تبار چشم به جهان گشود که نامش را آلفرد جیمز نهادند. مادرش رز (خانه دار) و پدرش سالواتره (کارمند شرکت بیمه) پاچینوایتالیایی بودند که برای زندگی به نیویورک مهاجرت کردنمد و آلفرد نیز در آنجا متولد شد . متاسفانه آلفرد نتوانست طعم محبت پدر را بچشد ،زیرا در حالی که او 2 سال داشت پدرش از دنیا رفت . در نتیجه آنها برای یافتن خانه ای ارزانتر به همراه مادر ،پدر بزرگ و مادربزرگش به حومه شهرنیویورک نقل مکان کردند. او به بازیگری علاقه داشت و مادرش نیز در این راه او را تشویق می کرد . آلفرد اصلا درس و مدرسه را دوست نداشت و همیشه از مدرسه فرار می کرد . بعد از پدر حامی او مادرش بود اما آلفرد آن قدر به بازیگری علاقه مند بود که در سال 1957 در مدرسه هنرهای زیبایی ثبت نام کرد ،اما از شانس بد او مادرش نیز در سال 1962 وقتی او 22 ساله بود ،بر اثر یک بیماری از دنیا رفت و آلفرد را تنها گذاشت او طبق خواست مادر و علاقه خودش به رشته بازیگری را ادامه داد و در تئاتر معرف برادوی نیویورک مشغول به اجرای نقش های مختلف شد . آلفرد در سال 1969 یعنی 7 سال بعد از مرگ مادرش در فیلم « من ،ناتالی » ایفای نقش کرد و مورد تحسین کارگردانان معروف قرار گرفت . وی در سال 1970 در فیلم «وحشت در نیدل پارک » بازی کردکه بازی در این دو فیلم وی را چندان راضی وخشنود نکرد تا اینکه در سال 1972 هنگامی « فرانسیس فورد کاپولا» تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدر خوانده گرفت نقش « مایکل کورلئوته » به وی یعنی پاچینوی کبیر واگذار شد. .بازی بی عیب و نقص او در فیلم همگان را مات و مبهوت ساخت و آغاز خوبی برای آلفرد بود و در این فیلم وی نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد شد که البته به او نرسید او بعد از این فیلم در فیلم های مترسک و سرپیکو را بازی کرد و روز به روز به موفقیتش افزوده شد.در مترسک نقش آدمی سرگشته که به دنبال هویت خود بود را بازی کرد و در سرپسکو که یکی دیگر از شاهکارهای او بود ، نقش یک افسر پلیس که فساد مافوق های خود را افشا کرد را بازی کرد در این فیلم دوباره کاندید جایزه اسکار شد ولی باز هم نصیب او نشد. ولی جایزه گلدن گلاب را به خاطر در خشانش به وی اهدا کردند. آلفرد جیمز پاچینو
Saturday October 13, 2007 - 01:16am (PDT) Permanent Link | 0 Comments
آلفرد جیمز پاچینو
Saturday October 13, 2007 - 01:14am (PDT) Permanent Link | 0 Comments
آلفرد جیمز پاچینو
Saturday October 13, 2007 - 01:12am (PDT) Permanent Link | 0 Comments
آلفرد جیمز پاچینو
Saturday October 13, 2007 - 01:11am (PDT) Permanent Link | 0 Comments |
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 بهمن1386ساعت 22 توسط الهه زحمتی |
|
|
نگاهم که کرد انگار تمام دردهایش روی دلم نشست خواستم چیزی بگویم نگاهش سرد و بی روح بود دستانش را گرفتم اما دستانش همچون کلمات من در سرمای غم انگیز ان غم بزرگ منجمد شده بود گفت از خدا گله دارم چقدر هم تلخ گفت و من دلم گرفت گفت خسته ا م. دلم می خواهد بخوابم اما نمی توانم گفت فقط او باید برایم لالایی بخواند تا من یک دل سیر بخوابم ...گفت ...گفت ...اما من نتوانستم بگویم دوست من بخاطر مادرت تسلیت می گویم ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 بهمن1386ساعت 22 توسط الهه زحمتی |
|
|
تاریخچه کامل و دقیق ولنتاین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز میدانیم با افسانه درآمیخته است. امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده است که حداقل سه قدیس به نام والنتاین وجود داشتهاند که همگی به شهادت رسیده اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند. در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بودهاست بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشتهاست از جمله اینکه مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند. کلودیوس به قدری بیرحم وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتاین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان میشود. با توجه به آنچه که در افسانه آمده کشیش ولنتاین برای او نامهایی نوشته و آنها را با نوشتن «از طرف ولنتاین تو» (From Your Valentine) امضاء کرده است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای ولنتاین مشاهده میشود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق بر خلاف قانون کلودیوس دوم اعدام میشود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق میدانند و از آن زمان والنتاین تبدیل به نمادی برای عشق شده است. در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، بلکه از چند هزاره پیش از میلاد، جشن هایی برای ابراز مهر و وفاداری و عشق بودهاست. این جشن ها که خوشبختانه هنوز زنده هستند و بین ایرانیان شناخته شده اند سیزده بدر، مهرگان و اسفندگان یا سپندارمذگان هستند. در گاهشماری ایرانی تاریخ این جشن ها بدین ترتیب است : سیزده بدر = تیر روز از فروردین ماه (13 فروردین) مهرگان = مهر روز از مهر ماه (16 مهر) اسفندگان = سپندارمذ روز از اسفندماه (5 اسفند) در واقع سه جشن هزاره ای به جای یک جشن چند سده ای با پیدایش نا مشخص و افسانه ای. که اسفندگان یا سپندارمذگان دقیقا چند روز پس از روز والنتاین رومی است. سپندارمذگان جشن گرامیداشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز مردان به زنانان خود، با محبت هدیه میدادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می نشاندند و از آنها اطاعت میکردند. به نقل از : ویکی پدیا والنتاین مبارک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 22 توسط الهه زحمتی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 0 توسط الهه زحمتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|